دوشنبه 3 تیر ماه سال 1387 ساعت 9:01 PM
کتابی در اوج آب و تاب که تاب آن شعله عالمتاب غم بی نهایت من و عشق بی نهایت تو را بر تابد.باز گفتم در قاموس خدایی شعر و شور و شعور «نه»وجود ندارد.
بر آن شدم که پاره های دل خویش واژگانی بسازم شرح غمت را و جمله زندگی را در جمله ای خلاصه کرده خود را خلاص کنم و بنویسم من ناتوان و ناتمام این کار توان شکنم و آنگاه جمله حرفها را در کلمه ای جمع کرده نوشتم :
«پشیمانی»
مادر!
در اندیشه به تو
زندگیم کتابی است که کلمه کلمه اش تفسیر همین کلمه است.
از عبدلله افقهی ( هرگز نمیر مادر)
پی نوشت:۱-روز مادر مبارک ۲-مطالب خوبی توی کتاب بود که من اینو انتخاب کردم!۳-من برگشتم سالم ولی خسته ۴-بازم روز مادر مبارک!۵-یک عدد مادر بسیار نمونه:











